رکورد دار برترین و اولین و بیشترین فروش اینترنتی
هم اکنون نیرومند تر از هر موقع باافزودن دو ترکیب جدید ! همراه با bioperine بیش از 10 سال تحقیق و توسعه برای تولید فرمول ویگاریکس پلاس درجه یک انجام شده است.چرا؟ چون ما هرگز به این اندازه هم قانع نمی شویم !جامعه پزشکی دائما در حال مطالعات جدید بالینی، تحقیقات پیشرفته، وگزارشات ارزیابی کننده ای هستندکه دانش بیشتری راجع به این موضوع ارائه می کنندکه چگونه اندام های جنسی وسیستم تولیدمثل مرد کار می کند.
بنابراین ما همیشه این پیشرفتهای جدید را مرور می کنیم وبررسی میکنیم چگونه مامی توانیم فرمول ویگاریکس پلاس را هرچه بهتر کنیم
قیمت واقعی: یک بسته48000تومان دو بسته 90000تومان 09198294106مشاوره رایگان حتی در ایام تعطیل چند نکته مهم جهت تشخیص اصل بودن کپسول لاغری ریلاکور ۱. دارای بارکد سلامت : برچسب سفید رنگ را بخراشید یک کد نمایان میشود آن کد را به پست الکترونیکی تولید کننده(کمپانی لپتین آمریکا) ارسال میکنید تا تاییده ارجینال واصل بودن محصول برای شما ارسال گردد. ۲. کلمه RELACORE روی تک تک کپسولها به رنگ قرمز حک شده است. 3. در داخل قوطی علاوه بر ٦٠ عدد کپسول ریلاکور یک عدد رطوبت گیر (سیلیکاژل) وجود دارد 
تحویل در تهران و مشهد و گرگان کمتر از 4ساعت
ساخت آمریكاRelacore قرص لاغری فوق العاده قوی و گیاهی ریلاکر نماینده انحصاری پخش قرص های لاغری در ایران
بهترین, قویترین و جدیدترین قرص لاغری محتویات:60 عدد کپسول 450 میلی گرمی
طرز عملکرد:
کاهش دهنده فوق العاده شدید اشتها و چربی سوز قوی کاهش سریع وزن 10 الی 15 کیلو در هر دوره تضمینی
90% of users take effect within 10 days after use
90 درصد از مصرف کنندگان نتیجه این محصول را در 10 روز اول استفاده به وضوح مشاهده می کنند
ساخت کمپانی دارویی لپتین آمریکا :
American Leptin Pharmaceuticals limited, U.S.A
توجه :
اگر از همه ی قرص های لاغری نا امید شده اید ما به شما قرص لاغری ریلاکر RELACORE را توصیه می کنیم.
مطمئن باشید که از تاثیر این قرص لاغری فوق ا لعاده در همان روز های اول استفاده , شگفت زده خواهید شد
ریلاکر RELACORE یک قرص لاغری خیلی قوی می باشد که اشتها را تا حد صفر کاهش می دهد و چربی سوز قوی ای نیز می باشد.
قرص لاغری ریلاکر RELACORE مناسب برای افرادی می باشد که از قرص های لاغری دیگر نتیجه نگرفته اند یا بدنشان نسبت به قرص های لاغری دیگر مقاوم شده است
این افراد می توانند تفاوت را با قرص لاغری ریلاکر RELACORE احساس کنند
قرص لاغری ریلاکر RELACORE هیچ گونه بازگشت و عوارض نداشته و صد در صد گیاهی می باشد
قرص های لاغری ریلاکر RELACORE هم باعث کاهش وزن می شوند و هم سایز شما را کم می کنند و علاوه بر این به زیبایی صورتتان نیز لطمه نمی زنند
قرص لاغری ریلاکر RELACORE کاملا گیاهی و بدون عوارض بوده و تاثیر بسیار زیادی روی چربی های شکم و پهلو و ران دارد
همچنین قرص لاغری ریلاکر RELACORE ساخت آمریکا بوده و به آن دسته از عزیزانی که تمایلی به استفاده از قرص های لاغری چینی ندارند پیشنهاد می شود
قرص لاغری ریلاکر RELACORE یک محصول فوق العاده می باشد که هم اکنون توسط فروشگاه teb24تنها نمایندگی این محصول در ایران به هموطنان عزیز عرضه می گردد.
قرص لاغری ریلاکر RELACORE با ترکیبی جدید و فوق العاده توانسته در مدت کوتاه ورود خود به بازار , مشتری های فراوانی را جذب کند . رضایت مشتریان از این قرص لاغری به گونه ای می باشد که بعد از استفاده از این قرص لاغری دیگر هیچ قرص دیگری را قبول ندارند
قرص لاغری ریلاکر RELACORE فعالیت متابولیک مولکول های چربی را افزایش داده و باعث می شود تا مولکول های چربی سریع تر به انرژی تبدیل شوند.
در واقع حالتی را به وجود می آورد مثل اینکه شما در حال انجام یک فعالیت ورزشی می باشید
این قرص لاغری فوق العاده تبدیل قند به چربی را مسدود کرده و از جذب چربی اضافه جدید جلوگیری می كند.
این محصول اشتهای شما را قطع کرده و بدنتان را وادار می کند تا از چربی های خود برای مصرف روزانه استفاده کند.
در هنگام خرید دقت کنید
این فروشگاه هیچگونه مسئولیتی در قبال عوارض جنس های متفرقه ی فروخته شده توسط فروشگاه های دیگر ندارد
ترکیبات قرص لاغری ریلاکر RELACORE :
Phosphotidylserine , perilla Leaf , Jujuba Fruit , poria , Panaxginseng Root , niacin amide , Scutellaria Root , Passion Flower Herbal , Magnolia bark
و حاوی هشت نوع ویتامین و مواد معدنی جهت شادابی و سفت شدن پوست و جلوگیری از افتادگی پوست پس از لاغری
این محصول به افرادی که از راه های مختلف لاغری جواب مطلوب نگرفته اند توصیه می شود
موارد منع مصرف:
افراد زیر 18 سال و بالای 50 سال
زنان باردار و شیرد
قیمت واقعی :یک بسته 48000تومان دو بسته 90000 تومان
مشاوره رایگان حتی در ایام تعطیل09198294106
تحویل در تهران و مشهد و گرگان کمتر از 4ساعت
واقعیت اساسی در رابطه با ازدواج
۷) این غیر ممکن است که شما بدون تجربه کردن دوران درد و تنهایی یک رابطه را پشت سر بگذارید.
۱) شما نمیتوانید فردی را مجبور کنید تا شما را دوست داشته باشد و هیچ کس توانایی خوشبخت ساختن صد در صد شما را ندارد.
۲) هر چه میخواهید تلاش کنید، شما هیچگاه قادر نخواهید بود شریک خود را تغییر دهید، هر چند اگر شما خود را تغییر دهید، ممکن است شریک شما نیز تغییر کند.
۳) اشخاص با اشخاص ازدواج نمیکنند، بلکه آنها با توهمات و خیالپردازیهای خودشان ازدواج میکنند.
۴) یک ازدواج حقیقی درست از نقطه ای آغاز میگردد که توهمات پایان می یابند. چالش یک ازدواج آن است که کشف کنیم با چه کسی ازدواج کرده ایم.
۵) عشق تنها یکی از عللی است که ما شریک خود را بر میگزینیم. (برخی اوقات مهمترین فاکتور نمیباشد)
۶) به احتمال زیاد، خصلتها و صفات موجود در شریکتان که دیوانه وار خشم شما را برمی انگیزند، همان صفاتی هستند که در ابتدا شما را مجذوب شریکتان کرده بوده اند.
۸) بزرگترین هدیه ای که میتوانید به فرزندانتان اعطا کنید یک ازدواج محبت آمیز میباشد.
۹) موفقیت زمانی در یک ازدواج حاصل میگردد که هر کدام از ما به این واقعیت پی ببریم که نیازهای شریکمان حداقل به اهمیت نیازهای خودمان میباشد.
۱۰) ازدواج بهترین فرصت برای رشد و بالندگی، غلبه بر حس خودخواهی و آموزش عشق ورزی میباشد.
ازدواج به عنوان سنتی پسندیده در تمامی جوامع در طول تاریخ از جایگاه خاصی برخورداربوده است . شروع زندگی مشترک روزنه ای بر ارضای نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی می باشد ، با این حال بنا به دلایل متعدد امروزه بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر می شود .
انگیزه های افراد برای تشکیل زندگی مشترک، متعدد است ، بعضی از این انگیزه ها به دلیل ناهمخوانی با واقعیتهای زندگی زناشویی محکوم به شکست می شود . در این مطلب سعی ما بر این است تا به به انگیزه هایی که احتمالا به شکست در زندگی مشترک(طلاق) منجر می شود ، نظری افکنده بیفکنیم .
▪ ازدواج به منزله پاسخی به منتهای خانواده:
ازدواج در بسیاری از خانواده ها به عنوان یک سنت محسوب می شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادی از خانواده ها از قواعد خاصی تبعیت می کند . مثلاً بعضی از والدین اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنین پایین تشکیل زندگی مشترک دهند . با توجه به مشکلات متعددی که در مسیر یک زندگی مشترک وجود دارد تبعیت از این باورها مخاطراتی را برای فرزندان امروزی به دنبال خواهد داشت .
▪ ازدواج به منظور فرار از تنهایی:
انسان موجودی اجتماعی است ودروجود او تعامل با دیگران در ارضای نیازهای انسانی سهم شایسته ای دارد . به همین خاطر بسیاری از افرادی که بنا به دلایل متعدد ، تنها زندگی می کنند و یا در عین حال که با خانواده خود زندگی می کنند احساس تنهایی می نمایند . گاهی برای کنار آمدن با این خلأ احساسی، به فکر تشکیل زندگی مشترک می افتند. به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می شود و این فرآیند به ایجاد رضایت در انسانها از زیستن با هم می افزاید. اگر احساس تنهایی ، ناشی از ضعف مهارتهای اجتماعی فرد در تعامل با دیگران باشد و یادلایل شخصیتی و ابتلاء فرد به اختلالات روانی سبب به وجود آمدن چنین حالتی در او شده باشد ، در چنین شرایطی ازدواج راه حل مناسبی برای کنار آمدن با این احساس نیست.
▪ ازدواج به منظور جبران کمبودهای شخصی:
گاهی افرادی که در شرایط سختی زندگی می کنند و امکانات موجود نیازهای ایشان را ارضا نمی کند ، برای جبران این خلاء ، اقدام به ازدواج می کنند. مثلاً دختری که در یک خانواده فقیر زندگی می کند ، ممکن است پیشنهاد ازدواج با یک فرد ثروتمند را به راحتی قبول کند .
▪ ازوداج به خاطر ارضای نیاز جنسی:
ازدواج در جامعه ، شیوه پسندیده ای در جهت ارضای نیازهای جنسی است . با این حال ارضای این نیاز در جامعه ، منوط به ازدواج نمی باشد . متاسفانه در جامعه ما ازدواج برای جوانان به دلیل مشکلات عدیده، بسیار دشوار شده است ، همچنین عدم وجود شرایط خاص برای حل نیازهای غریزی افراد از طریق شرعی و قانونی ، تبعات خاص یا زمینه پژمردگی احساسات غریزی را به وجود آورده و یا این نیاز را به سمت و سویی غیر از جهت اصلی آ ن منحرف ساخته است . این بن بست مضاعف ، موجب می شود که تعدادی از جوانها به دلیل فشار غرایز جنسی ، تن به مسئله ازدواج بدهند و این وضع در کوتاه مدت به دلیل مهیا نبودن سایر عوامل به جدایی زوجین منتهی می گردد .
▪ ازدواج به منظور داشتن فرزند:
دربعضی اوقات ، ازدواج به عنوان راهی برای والد شدن محسوب می شود . برخی به خاطر نیاز غریزی به داشتن فرزند و ارضای این نیاز به ازدواج گرایش پیدا می کنند . چنین انگیزه ای بدون در نظر گرفتن سایر عوامل در تشکیل زندگی مشترک تبعات منفی را به دنبال دارد .
▪ پذیرش انتظارات اجتماعی:
امروزه در رسانه های گروهی جامعه ما ، به طور مستقیم و غیر مستقیم، تلاش برای ورود جوانها به زندگی مشترک دیده می شود، چنین روندی بدون در نظر گرفتن ملاحظات متعدد، گاهی به گرایش جوانها به ازدواج و در نهایت به دلیل فراهم نبودن شرایط لازم جهت ادامه زندگی مشترک ، به جدایی زوجین منتهی می شود .
▪ رفع مشکل بیکاری:
درجامعه ما بنا به دلایل متعدد، از جمله شرایط استخدام در برخی از مشاغل، متاهل بودن ِ متقاضی است . لذا گاهی این شرایط موجب شکل گیری ازدواج در بین جوانها می شود که در بعضی اوقات به دلیل تداوم بیکاری و عدم کسب شرایط مناسب ، موجب جدایی زوجین می گردد .
▪ ازدواج به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر:
گاهی انگیزه اصلی در تشکیل زندگی مشترک ،عشق به فرد مقابل و نیاز روان شناختی به زیستن با فرد مقابل نیست ؛ بلکه وی وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر می شود . مثلاً خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند ، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامه زندگی مشترک در خارج با وی ازدواج کند ولی بعد از ورد به کشور خارجی ، در مدت کوتاهی از شریک زندگی اش جدا می شود .
▪ ازدواج به خاطر بالارفتن سن:
امروزه ، بنا به دلایل متعدد، سن ازدواج در بین جوانها بالا رفته و این مشکل خصوصاً برای دختران جامعه به خاطر مسائل فرهنگی استرس های متعددی را به دنبال داشته است . لذا گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن والدین، کاهش شور زندگی و …. صورت می گیرد . در چنین فضایی امکان سازگاری با مشکلات زندگی ، ضعیف بوده و در نهایت ضریب ریسک این ازدواجها بالا می باشد .
▪ ازدواج به خاطر نجات یک انسان:
گاهی انگیزه فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و دلایل دیگراست. مثلاً دختری که وابستگی شدید به پسری دارد ، مسئولیت زندگی وی از جمله کار، مسکن و مسائل مالی را می پذیرد . چنین انگیزه هایی بعد از مدتی کوتاه رو به خاموشی می رود و در نهایت زندگی مشترک را با بحران مواجه می سازد .
▪ ازدواج به خاطر رفع بحران:
گاهی ازدواج به دلیل آسیب دیدگی جنسی ناخواسته، اتفاق می افتد. به این معنی که طرفین برای حمل این مشکل به ازدواج تن می دهند، چنین شرایطی بدون آمادگی لازم جهت ورود به این فضا، مخاطراتی را به دنبال دارد که در نهایت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با یکدیگر است . چنین شرایطی خطر پذیری فزاینده ای برای ادامه زندگی مشترک ایجاد خواهد کرد .
▪ ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگی :
گاهی انگیزه افراد برای ازدواج به دلیل دوری آنها از محیط استرس زای خانواده از جمله درگیری والدین، اعتیاد والدین، سوء رفتار جسمی و جنسی، بی توجهی، طرد و خشونت و موارد دیگر است . در چنین شرایطی افراد آمادگی روان شناختی لازم جهت ارزیابی متقابل را نداشته و در نهایت احتمال آسیب زا بودن این رابطه بالا می باشد .
▪ ازدواج به خاطر عشق:
گاهی دو نفر ، چنان علاقه ای به یکدیگر پیدا می کنند که گمان می برند به راستی عاشق هم هستند . وقتی هیجان ، با سرعت چشمگیری در روابط پیش برود ، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود پیش نمی رود، زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادی که لازمه یک رابطه محکم است احتیاج به زمان دارد . یک آشنایی سریع، هر چقدر هم که هیجان آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی اشتباه می شود ، به همین دلیل ازدواج هایی که در کوتاه مدت اتفاق می افتند ، مخاطراتی را به دنبال خواهند داشت .
▪ ازدواج به خاطر فرار از یکنواختی زندگی:
گاهی افراد بدون آگاهی و آمادگی لازم وارد یک زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی احساس از دست دادن آزادیهای فردی و یا احساس در دام افتادن می کنند، ازدواجهایی که درآن انگیزه مزه کردن زندگی مشترک ، بدون توجه به سایر مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتی را به دنبال خواهد داشت .
▪ ازدواج به دلیل برداشت غلط از مفاهیم :
افراد در دوران نامزدی ممکن است به فاش سازی مسائل شخصی خود بپردازند که گاهی بی توجهی به محتوای مطالب ابراز شده مشکلاتی را به دنبال دارد . مثلاً مردی به نامزدش می گوید که اعتیاد دارد ؛ اما زن می گوید چون با صداقت این موضوع را گفته من همسر او می شوم و بعد از ازدواج این مسائل ایجاد مشکل خواهد کرد.
▪ ازدواج به مفهوم پذیرش جبر:
تعدادی از جوانان، خصوصاً آنهایی که نگرشهای سنتی دارند گاهی ازدواج با فرد مقابل برایشان موضوعی از پیش تعیین شده محسوب می شود . در جامعه ما ، گاه این فرآیند با عنوان«قسمت» شناخته می شود، لذا این تصور وجود دارد که خواستگار فرد در واقع شخصی است که انگار مقدر شده است با او زندگی کند . چنین طرز تفکری جزء آسیبهای پیش از ازدواج محسوب می شود .
▪ دوران کوتاه نامزدی:
دوران نامزدی حداقل ، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم می آورد . تعدادی از افراد در این دوران متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل می شوند یا در این دوران متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر می شوند ، اما به رغم وقوف به این مسائل ، بنا به دلایل فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بی آبرویی و از دست دادن حیثیت خود قلمداد می کنند تن به ازدواج می دهند چنین تجاربی در زندگی مشترک، بسیار بحران زا بوده و احتمال جدایی زوجین قابل پیش بینی است .
▪ در کل احتمال آسیب زا بودن ازدواج افراد با شرایط زیر قابل پیش بینی است :
- ازدواج دو فرد با فرهنگهای کاملاً متفاوت.
- ازدواج در سنین پایین زیر ۲۰ سال
- تفاوت سنی زیاد بین زوجین مثلاً ۱۵تا۲۰سال
- بالاتر بودن سن دختر از پسر ( زن از مرد)
- ازدواج یک مرد با زنی بیوه یا مطلقه
- ازدواج دختر با مردی که از ازدواج پیشین خود فرزندی دارد .
- ازدواج دو فرد مطلقه که دارای فرزندان بزرگسال می باشند .
- ازدواج افرادی که فاصله طبقاتی بسیار زیادی با هم دارند .
- ازدواج دختری برخوردار از تحصیلات دانشگاهی با پسری که از لحاظ تحصیلی پایین است .
- ازدواج با فرد معتاد به مواد مخدر
- ازدواج با شخصی که قبلاً ازدواج های متعددی داشته است .
- ازدواج با فردی که خانواده اش شدیداً مخالف این وصلت هستند .
- ازدواج بدون داشتن اطلاعات کافی از موقعیت فردی ، خانوادگی و اجتماعی شخص مقابل .
- ازدواج با فردی که ثبات شغلی نداشته و به دلیل مسائل شخصیتی خاص ، قادر به سازگاری در محیط کار نیست .
- ازدواج با دختر یا پسری که هنوز دانشجو است و از ثبات اقتصادی، شغلی و فکری لازم برخوردار نمی باشد .
۱۹) ازدواج به خاطر جذابیت ظاهری
اهمیت جذابیت جسمانی به عنوان یک عامل مهم در دوستی ها و مناسبات اجتماعی، غیر قابل انکار است . به نظر می رسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند ، رفتارهای پسندیده تر و ویژگیهای شخصیتی زیبایی هم داشته باشند . به خاطر چنین تصوری ، تعداد زیادی از دختران و پسران مجذوب جذابیت جسمانی هم می شوند . زمانی که اهمیت این عامل درمعیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک بدون توجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ می شود ، ضریب خطر پذیری چنین ازدواجهایی نیز طبیعتاً بالا خواهد رفت .
در پایان باید به نکته اشاره کنیم ، که مسائل مطرح شده فوق به صورت مطلق تأثیر گذار نبوده و موارد استثنا هم وجود دارد .
دوست عزیز! امید واریم با توجه به مطالب ذکر شده ، بتوانی برای زندگی آینده خویش، انتخابی صحیح داشته باشی.
مقولهی ازدواج تاریخی دیرینه دارد به گونهای که به تاریخ حضرت آدم و هوا و داستان شکلگیری این دو مرتبط میگردد و بعد از آن نیز انسان جهت تشکیل زندگی و پرداختن به معیارهای اساسی آن از فاکتور مهم و مثبتی به نام ازدواج استفاده نموده و در این رهگذر گامهای موثر و مفیدی را برداشته است. ولی مهمترین شکل را باید در زهدان مکتب گرانسنگ پیامبر گرامی اسلام کنکاش کرد.
اما آنچه که ما را به این مبحث وامیدارد شاید گفت ابتدا تعریفی جامع از مقولهی ازدواج باشد. ازدواج در یک تعریف کلی عبارتست از تقبل و پذیرفتن زوج و زوجه در جهت آغاز زندگیای مشترک با اهدافی معین و متعالی که به دنباله¬ی این اهداف معین و متعالی آرزوهای اجتماعی و معنوی نیز مدنظر باشند و یا میتوان گفت ازدواج یعنی پیوند خوردن دل و روان و عقل دو فرد غیر همجنس در جهت رسیدن به اهداف و آرزوهای هم جنس. به عنوان مثال : وقتی زن و مردی بیگانه با هم آشنا میشوند این آشنایی بر اساس یکسری منویات و ویژگیهای اجتماعی رخ داده که طبعاً منشأ اثری مفید در وصل این مهم بوده اند. بنابراین با مفاهیمی که از ازدواج برشمردیم میتوان اذعان داشت که ازدواج مقولهای بس بسیط و حیاتی است. لذا ابتدا وارد مقولهی ازدواج میشویم و بعد در ادامهی بحث به ازدواج مدرن و احیاناً ویژگیها و روحیات آن نیز خواهیم پرداخت. همانطوری که میدانیم بشر موجودی اجتماعی است. موجودی که بدون زندگی اجتماعی قادر به کسب خواستههای اجتماعی خود نیست. لذا بر دو دلیل عمده باید اجتماعی بودن انسان را تایید کرد. اما نقطه-ی مقابل ازدواج که سنتی دیرینه و منتج است ازدواج مدرن یا ازدواج الکترونیک میباشد که البته ازدواج موقت نیز در سایهی همین نوع ازدواج بوجود میآید که در ادامهی بحث به طور اجمالی به آن خواهیم پرداخت. ازدواج مدرن یا همان ازدواج الکترونیک به ازدواجی گفته میشود که از طریق رسانهها و یا کانونهای ارتباطی مدرن صورت می گیرد . در این نوع ازدواج چیزی به نام تعهد وجود ندارد . یعنی بر خلاف ازدواج رسمی و دینی که با یکسری ویژگیها و شناختهای اجتماعی همراه میباشد و تا این ویژگی ها و شناخت های اجتماعی حالتی رسمی و معقول به خود نگیرند، ازدواجی صورت نخواهد گرفت. در این نوع ازدواج نه تنها تعهدی و یا ضمانتی نیست بلکه ویژگیها و شناختها نیز در حد زن و مردی است که از طریق همان رسانههای ملی اعم ازاینترنت و … صورت می-پذیرد و البته یکسری صحبتهایی نیز رد و بدل میشود و شاید قراردادهایی نیز بسته شود اما در اکثر این نوع ازدواج ها پیامد مثبت و آیندهداری به چشم نمیخورد و شاید گفت اغلب این نوع ازدواجها حالتی تفریحی و سرگرمی را به خود اختصاص میدهند و نه آیندهای متضمن و در خورد توجه و تامل. ازدواج الکترونیک و یا ازدواج اینترنتی از قبیل ازدواجهایی است که باعث اختلالهای روانی و رکودهای فرهنگی و جنونهای فکری در بین جوانان میشود به نحوی که در اکثر این نوع ازدواجها تعهد اخلاقی نیز به چشم نمیآید . ازدواج الکترونیک از متدهای اجتماعیای به شمار میآید که با ظهور تکنولوژی و فناوریهایی از قبیل اینترنت و ماهواره و … شکل گرفت و البته در جوامع اروپایی و غربی نیز استارت خورد ولی پیامدهای آن نیز به اشکال مختلف در جوامع در حال توسعه و پیرامونی نیز شیوع پیدا کرد. مضاف بر این که این گونه ازدواج در کشورهای اسلامی هم جایگاهی را باز کرده است . در صورتی که پتانسیلهای این نوع ازدواج با تمدن و فرهنگ این کشورها همگن نیست. ازدواج مدرن اگرچه در زمینههایی آن هم به صورت مقطعی افراد را تسکین میدهد ولی این نوع ازدواج چون ازثبات و ریشهای معقول و بنیادی بهره نجسته است لذا تحت هیچ شرایطی ثبات ندارد و به مرور زمان موجی از بیبند و باری و هرزگی را چه از لحاظ اخلاقی و چه از حیث حیثیتی و انسانی به همراه خواهد داشت . بنابراین چند ایراد عمده بر این نوع ازدواج وارد است: نخست عدم تعاملی سازنده که از نزدیک می بایست انجام پذیرد و نه از راه دور. در ازدواج موقت نه عاطفه ای وجود دارد و نه محبت و نه مقولهای به نام وجدان به معنی واقعی ، که این موارد نیز از مهمترین پایهها و معیارهای انسانی به شمار می آیند. نکتهی دیگر در مورد ازدواج موقت این است که این ازدواج بدنبال تعالی بنیان و ایجاد سیر تکاملی زندگی نیست و اگر چنانچه عقد و قراردادی در بین زن و مرد منعقد میشود این پیمان زودگذر و بدون محتوایی شرعی و منتج در کانون خانواده است. کانون خانواده در این جا بدین معنا که پیامدهای ازدواج در جهت ترقی و تعالی و پرورش معیارهای زندگی میکوشند ولی در ازدواج موقت هدف نهایی تشکیل خانواده و پرداختن به اصول اساسی آن نیست لذا نتیجه میگیریم پیام ازدواج پیامی مثمر و حیاتی است ولی پیام این گونه ازوداجها در ختام ختم به بالندگی و تثبیت خانواده و معیارهای آن نمیشود. ازدواج رسمی و دینی هدف نهایی آن رسیدن به آرزوهای اجتماعی و فرهنگی است اما در این نوع ازدواجها اگرچه ادعای آرزوهای اجتماعی و فرهنگی نیز احساس میشود ولی تحت هیچ شرایطی پیام این نوع ازدواجها بدین صورت نبوده و نیست . ازدواج یک سنت و آیین مرسوم و تعریف شده است که پیامدهای آن نیز برای جوامع مسجل آموزنده اند. ولی در نوع ازدواجها با چنین ویژگیهایی برخورد نداریم . ازدواج به معنی واقعی و دینی در اثبات سرشت آدمیت و تکامل روح و روان و آسایش ویژگیهای درونی انسان می-کوشد اما در این نوع ازدواجها چنین فاکتورهایی یافت نمیشود.
نخست همان اجتماعی شدن انسان است که قرآن نیز به صراحت به آن اشاره مینماید. در ثانی هیچ انسانی فراشعور و فراعقلی که از فرهنگ برتر و تفکری بارز بهره میجوید نسبت به خود و محیط پیرامون خودش (موالید سه گانه) نمیتواند بی تفاوت و بی اعتنا باشد. بنابراین تردیدی نیست که تشکیل زندگی و آشنایی با معیارهای منتج آن پیامدی جز خیر و برکت را به همراه نخواهد داشت و بی گمان انسان با وارد شدن به دنیای زندگی است که هم خود و هم زندگی را میشناساند و یا به بیانی دیگر تعریف جامع و درستی را از زندگی میفهمد . اگرچه امروزه برخی فرهنگ ازدواج را دارای مواردی از قبیل قراردادی و غیر رسمی میپندارند و ایراداتی را نیز بر آن روا میدارند. ولی هیچ انسان معقولی بر معقول بودن مقولهی ازدواج مهر امحاء نمیتواند بزند. بدین مفهوم که این فرهنگ در مسیر زندگی و اهداف بشر به مانند تابلویی نصب شده و جهت-های لازم آن نیز هر کدام راهنمایی صحیح و آموزنده اند. یعنی ویژگیهای آن کاملاً با روحیات بشر کلافی عمیق خورده اند. و یا به بیانی دیگر میتوان گفت که پایگاه فرهنگ ازدواج در اذهان خاص و عام امری بدیهی و مسجل بوده و هست . آن سوی قضیه نیز محاسن بی چون و چرای ازدواج است که این محاسن بر ازمنه-ی تاریخ شاهدی عینی است. محاسن از قبیل این که جوان را از دغدغههای نهانی و آشکار به سمت آرامش و اثبات سوق میدهد. محاسن بدین مفهوم که ازدواج سعی بر آن دارد که زوج و زوجه را آشتی معنوی دهد.
محاسن بدین معنا که عشق واقعی از طریق ازدواج صورت میپذیرد. یعنی زوج و زوجه با پیمان و تعهد مستندی که بر اساس تفاهم چند جانبه (انسانی، روحی و عقلی) با هم میبندند به مفاد این پیمان و تعهد عمل می-کنند و از شکستن عهد نیز اغماض و دوری میجویند. محاسن بدین معنا که زوج و زوجه در تداوم و بقای فرهنگ عاطفه و معیارهای عاطفی و احساسی میکوشند و بالاخره محاسن بدین سان که ازدواج میکنیم تا که چشم و گوش ما به سمت واقعیات باز شود و در تثبیت هر چه بیشتر پختگی خود و البته رد و انکار خامگیهای خود بکوشیم . ضمن این که ازدواج ما را از آن پیامدهای حاشیهای دوران جوانی که زودگذر و بی نتیجه هستند، دور میسازد و از ما ماها را میسازد و از من منیت ها را انکار .
با این تعابیر هم شاید به ذهن مخاطب این سوال خطور کند که ازدواج اینترنتی دارای محسناتی از قبیل خارج شدن از قید و بندهای زندگی و رسیدن به آزادی اجتماعی به معنی واقعی باشد. در جواب به این سوال باید گفت: اگر چه این نوع ازدواج فضایی چند جانبه و چند جاذبه را برای تفکر و ایده های افراد باز میکند ولی طبعاً این نوع فضا نمیتواند فضایی محوری و سالم باشد. چه این که پیامدهای تخریب کنندهی این فضا بر احیاناً محاسن آن چربش دارند. و اما در ادامه¬ی بحث که مقصود رسیدن به آزادی اجتماعی آن هم به معنی واقعی است باید اذعان داشت که رسیدن به آزادیهای اجتماعی نیاز به فرآیندهای سالم اجتماعی را می طلبد . فرآیندهایی از قبیل مرزبندی های اجتماعی – حیثیت اجتماعی- اخلاق اجتماعی – منش اجتماعی و … که با توجه به معیاربهای این نوع ازدواج تصور نمی شود به همین سادگی بتوان رابطه ای مشترک را در بین مواردی که ذکر آن رفت را معیارهای این نوع ازدواج برقرار ساخت.
بدین مفهوم که زوج و زوجه بتوانند به نحو مطلوبی با هم مباحثه کرده و به توافق در جهت تشکیل زندگی دست یابند . دوم این که از خودِ واژهی ازدواج برمیآید که این نوع ازدواج نه با مفهوم واژهی ازدواج و نه با معنای مفهومی مقوله ازدواج هیچ تناسب و سنخیتی ندارد. سوم این که تحت هر شرایطی اگر ازدواجی باید صورت پذیرد باید به دنبال آن زندگیای هم شکل گیرد. چرا که هدف ازدواج شکل گیری زندگیای سالم و آموزنده است. بنابراین در این نوع ازدواج بصورت رسمی زندگیای تشکیل نمیشود و افراد هیچ ارتباطی را اعم از زناشویی باهم ندارند. پس بخش عمدهای از کار در همین جا گیر دارد و طبعاً محل بحث و وارسی است.
چرا که وقتی می گوییم ازدواج یعنی با آمدن ازدواج یکسری حق و حقوق بشری نیز ایجاد میگردد و کانونی بنام گرم و سالم خانواده نیز شکل میگیرد و البته هدف نهایی نیز متعالی و سازنده است. چهارم این که ازدواج الکترونیک یا اینترنتی یک نوع ازدواج قراردادی است و تفاوت آن نیز با ازدواج موقت تنها در این است که ازدواج موقت زمان و حد و مرز و البته مفاد دارد ولی ازدواج الکترونیک دارای قوعد خاص و بی اساس است و اما ازدواج موقت که شاید گفت امروزه در معانی دیگری نیز اعمال می شود . تعابیری چون صیغه و … که در این زمینه نیز مقالات زیادی قلمی شده است ولی باید گفت که ازدواج موقت نیزچندان تفاوتی با همان ازدواج اینترنتی ندارد به گونهای که می تواند کپی برابر با اصل باشد. با این تفاوت که این نوع ازدواج از قواعدی قانونی و شرعی و شاید هم غیرقانونی و شرعی بهره میجوید و زوج و زوجه به مدت معینی با هم زندگی می کنند و بعد از آن نیز از هم جدا می شوند اما در ازدواج اینترنتی چیزی بنام ازدواج به معنی واقعی و به اصطلاح در کنار هم و تفهیم و درک مشکلات همدیگر احساس نمی شود .
نکته ی دیگر این که ازدواج موقت به مانند ازدواج اینترنتی از نعمتی به نام عشق واقعی و به بیانی دل بستن به همدیگر در جهت احداث ساختمان زندگیای مشترک معنا ندارد. و تنها تفاوت که در ازدواج به معنی واقعی بر اساس مکتب قرآن با این نوع ازدواج ها وجود دارد همان هم اندیشی سالم محوری و سالم فکری است که این سه مورد در جهت تثبیت زندگیای سالم میکوشند ولی در این نوع ازدواج چنین مواردی یافت نمیشود .
موضوع ازدواج جوانان از جمله مسایلی است که در سالهای اخیر ذهن بسیاری از خانوادهها را به خود مشغول کرده است و از دغدغههای اصلی آنان به شمار میآید. «سن بلوغ فیزیولوژیک در دختران حدود ۱۲ سالگی است که البته ۴ تا ۵ سال زمان لازم است تا این بلوغ کامل شود.» دکتر طاهره افتخار، متخصص زنان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران صحبتهای خود را با این جمله آغاز میکند و در ادامه میگوید: «به این ترتیب سن بلوغ فیزیولوژیک در دختران بین ۱۶ تا ۱۷ سال است. این حرف به آن معنا نیست که فرد از لحاظ فکری و اجتماعی نیز به بلوغ رسیده است. دکتر افتخار معتقد است که برای باردار شدن بلوغ فیزیولوژیک مهم است و آنچه باید درباره بحث ازدواج مورد توجه قرار گیرد، بلوغ فکری است ولی در کل، ما سن زیر ۱۸ سال را برای ازدواج توصیه نمیکنیم زیرا زایمان در سنین پایینتر از ۱۸ سال برای مادر و نوزاد مضر و خطرناک است.» این متخصص بیماریهای زنان همچنین مسایل جنسی را غریزی و اجتنابناپذیر میداند و اعتقاد دارد این نیاز باید ارضا شود و بهترین راه برای این کار ازدواج است. وی دراین مورد میگوید: «ازدواج برای دختر و پسری که از لحاظ فرهنگی به بلوغ رسیده و میتوانند بارداری را به تعویق بیندازند، بسیار مفید خواهد بود. در واقع عقب افتادن ازدواج به خصوص در سنین بالای ۳۰ سال موجب فسادهای گوناگونی میشود که ازدواج به موقع میتواند مانند واکسنی در برابر عوامل خطرساز عمل کند. دکتر مرندی: زود ازدواج کنید اما زود بچهدار نشوید دکتر سیدعلیرضا مرندی رئیس فرهنگستان علوم پزشکی و وزیر اسبق بهداشت و عضو کمیسیون بهداشت مجلس نیز نظری مشابه در این زمینه دارد. دکتر مرندی میگوید: «افراد زمانی برای ازدواج آماده خواهند بود که از لحاظ بلوغ جسمی، فکری و اجتماعی به بلوغ رسیده باشند. افراد باید در اولین سن ممکن که توانایی پیدا میکنند ازدواج کنند.» وی همچنین به افزایش سن ازدواج در جوانان اشاره میکند و میافزاید: «این مساله باعث شده است که جوانان زمانی تن به ازدواج دهند که یک دهه از عمر خود را از دست دادهاند. با افزایش سن شخصیت افراد شکل گرفتهتر میشود و علاوه بر فروکش کردن شور و اشتیاق در آنها، قدرت سازگاری آنان نیز کاهش مییابد.» البته دکتر مرندی نیز این مساله را یادآوری میکند که ازدواج در سنین پایین به معنای باردار شدن در این سنین نیست و زوجین میتوانند این کار را به تعویق بیندازند. از سوی دیگر دکتر غلامحسین قائدی، روانپزشک، عضو هیات علمی گروه روانپزشکی دانشگاه شاهد و همچنین عضو گروه پژوهشی خانواده و سلامت جنسی آنچنان بر کاهش سن ازدواج جوانان تاکید نمیکند. وی معتقد است: «متوسط سن ازدواج در کشور در دختران ۱۸ تا ۲۵ سال و این سن در پسران ۲۵ تا ۳۵ سال است و مهمترین علت تفاوت در سن ازدواج در نقاط مختلف تفاوتهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و اقتصادی است.» دکتر قائدی میگوید: «برای ازدواج دو جنبه بسیار اهمیت دارد؛ جنبه فیزیولوژیک و جنبه روانی. در این قضیه نمیتوان کاهش سن ازدواج را یک مساله تکعاملی دانست و عوامل مهمی در آن تاثیرگذار هستند.» وی در این مورد میافزاید: «طرحهایی مانند ازدواج موقت مشکل عمدهای را حل نمیکند. کاهش سن ازدواج نیز به تنهایی مثمرثمر نخواهد بود. در اختیار قرار دادن تسهیلات برای ازدواج نیز چارهساز نیست زیرا این مسایل پس از ازدواج کنار گذاشته میشوند و زوج جوان با مشکلات بزرگتری دست به گریبان میمانند.» دکتر قائدی خاطرنشان میکند: «به ازدواج نباید تنها بهعنوان ارضای نیازهای جنسی نگاه شود و برخی اطلاعات، مهارتها و آموزشها باید در سنین پیش از ازدواج وجود داشته باشد که جوانان با آگاهی با مساله ازدواج روبهرو شوند.» چه باید کرد دکتر افتخار در این مورد میگوید: «بیشتر مشکلات به وجود آمده ما در امر ازدواج جنبه فرهنگی دارد. اگر چه ممکن است که در سنین مدرسه موارد معدودی از ازدواجهای موفق وجود داشته باشد ولی در حال حاضر در سنین مدارس شخصیت فرد نمیتواند کامل شده باشد و مشخص نیست که انتخابهای افراد در این سنین به صورت منطقی انجام شده باشد.» وی میافزاید: «وقتی فرد تصویر درستی از ازدواج ندارد نمیتواند به طور منطقی پا به این عرصه بگذارد.» دکتر قائدی نیز در بخش پایانی صحبتهای خود به عدم مهارتهای لازم در سنین پایین در افراد اشاره میکند و میگوید: «وقتی که ما بخواهیم با وسیله نقلیه در خیابان رانندگی کنیم، از ما گواهینامه رانندگی میخواهند. اما آیا در مورد آمادگی برای ازدواج کسی از ما گواهینامه خواسته است؟! باید سعی کنیم مهارتها را برای این کار بالا ببریم که اگر این اتفاق نیفتد در آینده دچار مشکلات فراوانی خواهیم شد.»
مشکلات موجود بر سر راه تشکیل خانواده اعم از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، عدم ثبات زندگی مشترک، تنگناهای پس از ازدواج و بسیاری مسایل دیگر موجب کنارهگیری جوانان از ازدواج و بالا رفتن تدریجی سن ازدواج شده است. افزایش سن ازدواج در خانوادههای ایرانی با توجه به اعتقادات خانوادهها به مسایل شرعی نگرانیهایی را ایجاد کرده است که میتواند در آینده خطرساز باشد. همین مساله باعث شده است که مسوولان و دستاندرکاران به فکر بیفتند و راهکارهایی برای کاهش عوارض بالا رفتن سن ازدواج مطرح کنند.
از طرحهایی که توسط برخی از مسوولان ارایه شده است، بحث کاهش سن ازدواج است که این روزها به دلیل برخی اظهارنظرها بحث آن همچنان داغ است. برای بررسی این موضوع این هفته دیدگاه چند تن از صاحبنظران و متخصصان امر را جویا شدیم که در ادامه میخوانید.
دکتر افتخار: ازدواج را به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیکنیم
دکتر قاعدی: ازدواج موقت مشکلی را حل نمیکند
دکتر افتخار نیز مساله آموزش را در ازدواج بسیار مهم میداند و میافزاید: «آنچه موجب بالا رفتن سن ازدواج و فرار جوانان از این کار شده این است که آنها آموزش لازم برای مدیریت و تعامل در این مساله را نمیبینند و در عادیترین مسایل یک زندگی مشترک دچار مشکل هستند. مطالبی هم که به نام آموزش در مدارس و دانشگاهها به جوانان داده میشود کامل و کافی نیست. بسیاری از زوجهای جوان درمورد برخورد با هم، حرف زدن، مطرح کردن مشکلات و مسایلی از این قبیل آموزش نمیبینند و حتی برای بیان شفاف معضلات خود دچار ضعف هستند. این مشکلات کوچک مثل یک گلوله برف است که رفتهرفته تبدیل به یک بهمن میشود.» دکتر مرندی در مورد بحث آموزش در مدارس اعتقاد دارد، به جای بسیاری از محفوظات بیمورد که در قالب دروس دوره تحصیل ارایه میشود، میتوان آموزشهایی در راستای رشد آگاهی اجتماعی و فرهنگی به جوانان ارایه کرد. وی میگوید: «در برخی کشورها دروس بر مبنای نیازهای اجتماعی و به خصوص سلامت جسم و روح و سلامت اجتماعی تبیین شده است. در کشور ما نیز باید آگاهی و آموزشهای لازم به افراد ارایه شود تا مشکلات آتی در این مورد به وجود نیاید.»
دکتر مرندی که خود سالهای فراوانی را در متن مدیریت سلامت بوده اعتقاد دارد ما برای اینکه بتوانیم سن ازدواج را در بین جوانان کاهش دهیم و از انحرافات و مشکلات بعدی آن جلوگیری کنیم باید اول به این کار اعتقاد داشته باشیم و آن را باور کنیم. وی میگوید: «زیرساختها در کشور ما در این مورد به صورت فراگیر فراهم نیست که قسمتی از این مساله مربوط به خانوادهها و بخشی بر عهده دولت است. باید به این مسایل به صورت کلان نگاه شود. اگر حتی ازدواج در سنین پایین هم صورت نگیرد و افزایش سن ازدواج به صورت یک معضل مطرح نشود، باید آموزشهایی در این زمینه در دوران تحصیل دانشآموزی و دانشجویی وجود داشته باشد.» دکتر مرندی میافزاید: «امروز ازدواج یک مساله فراموش شده است و ما کاری به طور جدی برای آن انجام ندادهایم. ما به صورت مقطعی و سلیقهای عمل میکنیم و این در همه موارد به ما لطمه وارد میکند.»
دوران بارداری، دورانی است که نه تنها برای زنان بلکه برای مردان نیز ویژگیهای خاص خود را داراست. مردان در طی ۹ ماه بارداری همسرانشان نیاز به آمادگی دارند. در بعضی نقاط دنیا گروه هایی به نام گروه پدران وجود دارند که در آن افرادی که قرار است به زودی پدر شوند ثبت نام میکنند و با مسائل علمی در رابطه با نوع رفتار با همسر، قبل و پس از فارغ شدن و تربیت فرزندان خود آشنا میشوند، اما در بیشتر نقاط دنیا، هرگاه پزشک مربوطه جلسه ای برای توضیح آمادگیهای لازم برای فارغ شدن و روزهای پس از آن برای خانمها برگزار میکند، همسر نیز میتواند حضور داشته باشد. • نقش مردان طی دوران بارداری چگونه است؟ • موضوعی که طی دوران بارداری همسر و حس پدر شدن مردان را میترساند • آیا مردان پس از فارغ شدن همسرشان افسرده میشوند؟ • درک واقعی احساس پدر شدن • وظایف مرد در دوران زایمان • اگر مردی پس از شنیدن خبر باردار شدن همسرش یا زایمان وی، باز هم نسبت به زندگی بی تعهد باشد، چه میتوان کرد؟ • آیا مردها به طور ذاتی قادرند از فرزند خود مراقبت کنند؟ • نقش مرد در دوران شیردهی مادر • جلسات سونوگرافی و حس پدر شدن • آیا زوجهایی وجود دارند که مرد بیش از زن درگیر دوران بارداری باشد؟ • آیا کسی میتواند جای مرد را در دوران بارداری برای زن پر کند؟ • بارداری زنان و چاقی مردان • پدر شدن و کابوس • نکته مهم برای پدر شدن
آنها لنگرگاه یک کشتی هستند و باید به همسر خود اطمینان و امنیت ببخشند. مردان باید به همسری که تمام توجه اش به خود و جنین درون رحمش جلب شده کمک کنند تا ارتباطش را با دنیا اطراف حفظ نماید. احترام گذاشتن، صبر کردن و حضور همیشگی داشتن بهترین فرصتی است که هر مردی طی دوران بارداری میتواند در اختیار همسرش بگذارد.
طی دوران بارداری، زایمان و با ورود نوزاد به خانه، مردان همانند پروانه دور همسرشنان میگردند. شاید تنها چیزی که طی سالهای اخیر تغییر کرده است، مشغول شدن بیش از حد مردان در دنیای کار و بی توجه شدن به تربیت کودک است. پس از فارغ شدن یک خانم ، همسر وی عادات سابق را پیش میگیرد و هیچ تغییری در ساعات کار خود نمیدهد، آنها گمان میکنند تنها مادر وظیفه ی تربیت فرزند را بعهده دارد! بلکه برای داشتن یک فرزند سالم از لحاظ روان به تربیت هر دو نفر نیاز هست. و کودک باید نقش پدر و مادر را به خوبی در زندگی خود احساس کند.
درک نکردن زن طی دوران بارداری، به وجود آمدن یک رابطه سه گانه موجب ایجاد ترس و دلهره در مردان میشود. آنها نمیدانند کودکی که به دنیا خواهد آمد، چه جایگاهی را در روابط زناشویی آنها خواهد داشت؟ درک این موضوع که همسر آنها، مادر فرزندی است برایشان کمی سخت به نظر میرسد. بسیاری از مردان حتی پس از فارغ شدن همسرشان از روابط معمول خود بیمناکند.
بله، البته این موضوع را آشکار نمیکنند ولی خستگی مفرط، اضطراب، برقرار نکردن یک رابطه صمیمی با نوزاد و حتی فرارهای بی دلیل از خانه، همگی نشانه های این افسردگی است. مشکل مردان این است که گمام میکنند با تولد فرزندشان، همسرشان آنها را تنها میگذارد.
مردها با دیدن فرزندشان هیجان زده میشوند و احساس پدری را درک میکنند. البته این حالت برای هر مردی به گونه ای متفاوت تجلی میکند، برای بعضیها این حس بسیار سریع اتفاق میافتد و حتی با شنیدن خبر پدر شدن، نیز این احساس زیبا را خواهند داشت. برای برخی به آغوش کشیدن فرزندشان چنین حسی را در پی خواهد داشت.
حضور همسر در کنار یک زن باردار، به او احساس امنیت خاطر میبخشد. به این ترتیب زن میداند کسی هست که پس از فارغ شدن انتظارش را بکشد، کلمات محبت آمیز بگوید، و نوازشهای همسر همگی در روحیه یک زن باردار تاثیر بسیار دارد.
هرگز نباید یک مرد را از پدر شدن ترساند. از سوی دیگر اگر سعی نکنید مرد را طی دوران بارداری متعهد کنید، پس از زایمان نیز نخواهید توانست. باید وی را متوجه این موضوع کنید که برای یک کودک، پدر داشتن به چه معنی است. زن نباید درباره تعهد مرد نسبت به خودش حرفی بزند چون برای این زمان مناسب نیست. روی صحبت باید درباره مرد وکودکش باشد. به طور یقین این حس تنهایی طی ۹ ماه بارداری برای یک زن بسیار مشکل است اما زن باید این موضوع را تحمل و به خود برای داشتن این توانایی اعتماد داشته باشد.
زن و مرد هر دو به طور ذاتی قادرند فرزند خود را بزرگ نمایند.
مرد با حضورش در تمامی لحظات “شیر دهی، عوض کردن کودک، خواباندن” میتواند حس امنیت را به همسرش منتقل کند. زن به خاطر زن بودنش نباید تمامی وظایف را به دوش بکشد. مرد میتواند طی این دوران رابطه جدیدی را با همسرش ایجاد کند.
یک شوک احساسی به مرد دست میدهد. او چیزی را میبیند که قادر به حس کردنش نیست. آنچه بیش از هر چیزی مرد را شیفته میسازد، حرکات جنین درون رحم است.
البته، گاهی پیش میآید که زنان علاقه ای به جلسه های آمادگی قبل از زایمان نشان نمیدهند ولی مردها مدام درباره آن صحبت میکنند و بسیار هیجان زده هستند. در اینگونه موارد هرگز نباید زن را متهم کرد، حتی اینگونه زنان نیز میتوانند مادران خوشبخت و خوبی باشند.
هیچکس حتی وابستگان نزدیک نمیتواند احساس امنیتی را که یک مرد با حضورش به همسرش میدهد، جایگزین کند.
بسیاری از مردان در دوران بارداری همسرانشان همانند آنها چاق میشوند و تنها چاره ی این امر ورزش است. البته بسیاری از مردها نیز پس از زایمان همسرشان این وزن اضافه را از دست میدهند.
بسیار اتفاق میافتد که مرد نگران زایمان همسرش است و یا نگران طبیعی بودن فرزندش به همین دلیل دیدن کابوس در این دوران برای مردان کاملا طبیعی است.
تمامی وقایع زندگی را طی این ۹ ماه مزه مزه کنید چون مطمئن باشید پدر شدن یکی از مهمترین، بزرگترین و زیباترین اتفاقیست که بعد از تقسیم قلب با همسر، برای هر مردی صورت میگیرد.
سوال : آلت من کوچک است و نمی توانم همسرم را راضی کنم. - چگونه می توانم آلتم را بزرگ کنم. دو فرزند دارم و از این نظر مشکلی ندارم اما در مورد انداره آلتم ناراحتم. باید اول دید که معیارتان برای سنجش اندازه آلتتان چه بوده. با کسی مقایسه کرده اید؟ با هنرپیشه های فیلم های تجاری و مستهجن خودتان را مقایسه می کنید که بارها عمل جراحی انجام داده اند و بعضا حتی آلتشان هیچگونه حسی ندارند؟ و یا اینطوری که اشاره کرده اید شریک جنسی دارید و ایشان ناراضی هستند؟ ببینید، بیشترین گیرنده های عصبی در ناحیه تناسلی خانمها در کلیتوریس یعنی زائده ای که بالای مجرای ادرارشان است وجود دارد که این اصلا ربطی به داخل واژن ندارد و می شود حتی بدون دخول از طریق تحریک این منطقه به خانم لذت داد. منطقه بعدی که حساس است بیرون واژن، دهانه ورودی آن و منطقه محدودی از ابتدای واژن است که تنها قسمت ابتدایی آلت تناسلی مردانه برای تحریک این منطقه کافی است. در ضمن واژن حالت ارتجاعی دارد یعنی از انگشت دست تا سر یک بچه به هنگام تولد را در خودش جا می دهد و دورش را میگیرد. بنابراین قطر آلت مردانه تاثیر چندانی نمی تواند در ارضا کردن خانم داشته باشد چون واژن خودش را تطبیق می دهد. در مورد طول آلت هم باید بگویم که کل فاصله دهانه واژن تا انتهای آن تقریبا به اندازه طول انگشت کوچک دست است بنابراین هر آلت تناسلی که حداقل در این حد باشد میتواند کل حجم واژن را پر کند. در مجموع برای خانم ها بیشتر پیش نوازی توام با همدلی، صمیمیت، مهر ورزی و درک متقابل مهم است تا داشتن شریک جنسی با آلت تناسلی خیلی بزرگ. در مورد اندازه آلت تناسلی و ابزارها و داروهای تجاری که در این مورد رایج است باید بگویم که بعد از سن بلوغ دارویی برای بزرگ کردن اندازه آلت تناسلی وجود ندارد و ابزارهایی هم که بصورت تجاری تبلیغ می شوند بی اثر هستند. تنها راه جراحی باقی می ماند که آن هم در تمامی موارد با رضایت فرد همراه نیست به دلیل شکل ناهماهنگی که از نظر ظاهری دارد، بعضا آسیب دیدن اعصاب ناحیه تناسلی و کم شدن احساس و اینکه در نهایت افرادی که این کار را انجام می دهند به اعتماد به نفسشان لزوما اضافه نمی شود چون معمولا این افراد به طور پایه ای کمبود اعتماد به نفس داشته اند.
درست است که هنوز هم رویای زیر آبی رٿتن را در سر دارند، اما شوهرهای امروزی واقعاً وفادار هستند و سعی می کنند هم نان آور خوبی برای خانواده باشند و هم کارهای خانه را خوب انجام دهند. و حتی بیشتر از همیشه به دنبال ایجاد ارتباط و صمیمیت روحی و روانی با مسرانشان هستند. سامان ۳۳ ساله هم مثل سایر مردها هیچوقت لیست خاصی از ویژگی ها و خصوصیات همسر ایدآل خود نداشته است. اما وقتی با همسر آینده اش، جولی لادن، چهار سال پیش در رستورانی که هر دو آنها بعنوان گارسن کار می کردند روبه رو شد، احساس کرد که این همان زن ایدآل اوست. گرچه لادن ۲۷ ساله زن زیبایی است، اما انتخاب سامان ٿقط به خاطر ظاهر او نبوده است. درعوض، او به خاطر نقاط مشترکی که باهم داشتند احساس راحتی می کرد. او میگوید، “هر دو ما اهل معاشرت و عاشق گشت و گذار با دوستانمان هستیم، اما هر دو واقعاً به والدینمان وابسته هستیم و درمورد راه و روش بزرگ کردن بچه هایمان هم ایده های مشترک زیادی داریم.” سامان همچنین جاه طلبی لادن را که می خواست متخصص کار درمانی شود، دوست داشت—نه تنها به این خاطر که جنبه ی خدماتی این شغل را تحسین می کرد بلکه اهمیت داشتن دو منبع درآمد در خانه را هم ٿهمیده بود. اما مهمتر از همه این بود که لادن به نظرش همسری با درک و ٿهم بالا و حامی می آمد. سامان که الان یک کارشناس بیمه در تهران است، می گوید، “من ٿوراً متوجه شدم که لادن با مردم خیلی خوب رٿتار می کند. وقتی قرار است بقیه ی عمرتان را یک نٿر بگذرانید، این مسائل اهمیت ٿوق العاده ای پیدا می کند.” اولویت های سامان با مردهای نسل های قبل که به همسرانشان در وهله ی اول بعنوان مادر و زن خانه دار نگاه می کردند، ٿرق می کند. براساس آمار ارائه شده از اداره ی کار ایالات متحده، دراواسط دهه ی شصت، ٿقط ۳۵ درصد از زنان متاهل در خارج از منزل کار می کرده اند. اما امروزه، در بیش از ۶۰ درصد از ازدواج ها، هر دو طرٿ هم زن و هم مرد در بیرون از خانه به کار مشغولند. همچنین براساس تحقیق انجام گرٿته توسط محققین دانشگاه مریلند، تعداد ساعاتی که زنان متاهل هر هٿته به کارهای خانه اختصاص می دهند، از ۳۴ ساعت به ۱۹ ساعت تقلیل یاٿته است، درحالیکه این ساعت برای مردان از ۵ به ۱۰ ساعت اٿزایش یاٿته است. آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وٿق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی مثل سامان راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و ٿکری آنها را برآورده کند. مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، ۹۴ درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و ۹۲ درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند. این آمار از سال ۱۹۷۷ حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم الا زده است (درواقع ۶۹ درصد از همه ی اٿراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و ٿقط ۸ درصد از آنها طلاق گرٿته اند). اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان ۲۷ است درحالیکه در سال ۱۹۶۰، ۲۳ بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جومع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند. دکتر پوپنو توضیح می دهد، “خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرٿته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود.” ٿراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متٿاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها ٿقط نان آور خانه بودند و وظیٿه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است. وقتی در سال ۱۹۳۹ از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل ۵۰ دلار در هٿته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رٿت) به کار مشغول شوند، پاسخ ۶۳ درصد از آنها منٿی بود. حتی در سال ۱۹۷۷ هم تقریباً %۷۰ از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال ۲۰۰۱ تغییر شگرٿی در این اعتقادات را نشان داد: %۴۲ از مردان مجرد ۲۰ تا ۲۴ ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که ٿقط به کارهای خانه داری مشغول است. و در سال ۲۰۰۲، ۵۵ درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است. این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین میکنند. براساس تحقیقات انجام گرٿته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۱ به ۲۳ درصد در سال ۱۹۹۶ اٿزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً ۸۰ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و ٿهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی). در عین حال، مردها دیگر چندان گرٿتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند. طبق تحقیقات انجام گرٿته در سال ۱۹۹۷ در نیویورک، ۷۰ درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار میگذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مٿهوم تازه ای پیدا کرده است. ۹۳ درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هٿته ای یکبار ٿرزندانشان را بغل می کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار ۹۰ درصد اٿزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می شوند، نسبت به سال ۱۹۶۵ که ٿقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرٿت زیادی صرت گرٿته است. سامان می گوید، “چون این روزها هر دو طرٿ شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی “من نان آور خانه هستم” استٿاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را ۵۰-۵۰ تقسیم کنیم. خانمم آشپزی میکند و من ظرٿها را می شویم و از این قبیل…” بالاتر رٿتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند. در پروژه ی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۱ انجام گرٿت، مشخص شد که ۹۴ درصد از مردان بین ۲۰ تا ۲۹ سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که ٿراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که ٿقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرٿ ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می خواهند.” در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نٿیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، “ٿکر نمی کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مٿهوم بیشتری از زندگی هستند.” دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطٿی و احساسی آنها را برآورده کند، ٿشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی ۶۰ مرد مجرد در ۲۰ تا ۴۰ سالگی انجام گرٿت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یاٿتن آن هستند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد. هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال ۱۹۹۹ انجام گرٿت مشخص شد که ۴۳ درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می شوند، و ۳۵ درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرٿت مشخص شد که ٿقط ۲۴ درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای ۶۰ درصدشان هوش و ذکاوت طرٿشان حرٿ اول را می زند.) زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما ٿقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، ۵۵ درصد از آنها مورد اول و ٿقط ۲۳ درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که ۲۸ درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و ۳۷ درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است). محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروٿسور جان مارشال تونسند در این زمینه می گوید، “می دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می بیند، به داشتن رابطه با آن زن ٿکر میکند!” در واقع، طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱ در دانشگاه ورمونت انجام گرٿت، اینطور دریاٿت شد که ۹۸ درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می کنند (درمقابل ۷۸ درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان ٿکر میکنند). مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از ۵ درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، سکس خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که ۲ درصد است) و نزدیک به ۸۰ درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وٿادار می مانند (درمقایسه با ۹۰ درصد خانم ها). اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که ٿکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، ۲/۲۱ مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، “اما آنچه مردها واقعاً می خواهند، بودن با زنی است که او را از نظر جنسی بخواهد. اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیاٿه ی اوست.” مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالٿ محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند. بعلاوه، او به تجربه دریاٿته است که مردها، برخلاٿ امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب ٿرزند باشند. وارٿن می گوید، “ما دریاٿته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای ۳۵ باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند.” و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رٿتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تٿکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، “مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند.” مورگان کٿنٿی ۵۸ ساله که مدیر موزه ای در چاپٿل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریاٿته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد. او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی ۴۴ ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وٿاداریشان به همدیگر است.
مردها چطور انتخاب می کنند؟
یاٿتن همسر و همدم واقعی
زیبایی در مقابل هوش
مردها همچنین به زنانی که از سکس لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۰ انجامگرٿت، اینطور استنباط شد که ۸۰ درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در رابطه جنسی داشته باشد (۷۳ درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه از نظر جنسی ٿعال باشند، محتاط عمل میکنند. در تحقیقی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرٿت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از تجربه ی جنسی را در ٿرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وٿایی همسرانشان بوده است.
بیولوژی در مقابل واقعیت
خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرٿته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.
مکس من سبب جلوگیری از انزال زود هنگام (PE) وافزایش زمان نزدیکی ، بهبود نارسایی های نعوظی (ED) وافزایش وضعیت سختی آلت می گردد همچنین باعث افزایش فشار وحجم خونپذیری بافت اسفنجی آلت تناسلی (IDP) ومتعاقبا افزایش حجم ، قطر، طول وچگالی آلت می شود. از اثرات موازی ان می توان به افزایش تمایل (libido) شورجوانی (vigor) ، بهبود کلی وضعیت گردش خون ، بهبود عارضه کمبود اسپرم (oligo-spermia) ، تضمین کلی سلامت سامانه تناسلی و دستگاه تولید مثلی نیز اشاره نمود. به طور معمول 68% از زنان به 8 دقیقه زمان تا رسیدن به اوج لذت جنسی و 45% از آنها به 12 دقیقه وقت نیاز دارند متاسفانه بیشتر از 75% از مردان قادر نخواهند بود بیش از 3 تا 6 دقیقه خودشان را کنترل نمایند. MAXMAN این مساله را برای شما به سادگی حل خواهد کرد. به علت طیف اثر گذاری وسیع این فراورده و استفاده از ترکیبات کاملا گیاهی همه افراد با هر وضعیت سنی البته زوجین می توانند ازمکس من استفاده نمایند. در استفاده از این دارو به تنهایی و همراه با دارو های دیگر عوارض جانبی مشاهده نشده است. هر بسته MAXMAN حاوی 12 عدد کپسول + 12 قرص هدیه برای تاخیر در انزال می باشد قیمت :یک بسته 25000 تومان دو بسته 45000 تومان تحویل در تهران و مشهد و گرگان کمتر از 4ساعت

09198294106
آخرین پست ها